نه از این هوای دمدمی مزاج خوشم می آید :
1)
نه از این هوای دمدمی مزاج خوشم می آید
و نه از هیاهوی بی هدف این باد فتنه گر
شب که می رسد
باصدای مچاله و نا آشنایم
از شعرهایم که فقط خودم را می شناسند
و فقط برای خودم دست تکان می دهند
برای شاعر شدن باران دکلمه می کنم
و هر روز که می گذرد
به پلک هایم که سر به زیرتر از دیروزند
آمدنت را ترانه می کنم
نمی دانم ! خسته ی این آوارگی ام
یا جاده طولانی تر از دیروز است
به هر حال تا یادم نرفت
اگر به خرمشهر رسیدیم مرا بیدار کن
برادرم
کاووس فرهادی
بزرگترین هدیه جهان امروز سکوت است؟