آبشار تنگ آبی در تنگ کرد واقع درمنطقه تفریحی زیارتی (کل بو رسوار) قلعه تل؟

معرفی منطقه تفریحی زیارتی کل بور سوار:در خروجی شهر قلعه تل به سمت منطقه تفریحی مال آقا راهی وجود دارد که شما را با روستای تکیه آشنا می کند و نرسیده به این روستا راه دیگری وجود دارد که شما را به امام زاده کل بور سوار می رساند در چند کیلو متری این امام زاده منطقه تفریحی تنگ آبی وجود دارد که به شما توصیه میشود که حتما یه سری به آنجا بزنید و از آب و هوای خوب و بسیار معتدل آنجا و همچنین درختان گردو و طبیعت زیبای آنجا نهایت استفاده را ببرید.در این منطقه آبشارهای وجود دارد که شاید کمتر کسی به خود بقبولاند که این آبشارها با این ارتفاع بلند و اب سرد در  این مناطق وجود داشته باشد.

ادامه نوشته

قلعه تل اسمی ار جنس زیبایی:

عکسشهر قلعه تل (Ghale'tol) در استان خوزستان و تقسيمات كشوري بخش مركزي شهرستان باغملك قرار دارد. اين شهر از قديم مركز دهستان قلعه تل و محل آمد و رفت ساكنان اطراف و تأمين خدمات اوليه روستاهاي اين دهستان بوده است. شهر قلعه تل در سال 1385 8610 جمعيت داشت كه با رشدي برابر 6/2 درصد نسبت به سال 1375 كه روستا بود از لاك روستايي به در آمد. رشد جمعيت اين شهر حاصل مهاجرت خيلي از جمعيت روستايي دهستان قلعه تل است.

 

سابقه سكونت

سكونت در شهر قلعه تل با استناد آثار تاريخي بدست آمده در نشستگاه آن به گذشته‌اي بسيار دور در دوره حاكميت پادشاهي عيلام باز مي‌گردد. اين پادشاهي كه در حدود 5000 سال پيش در پهنه‌اي از جنوب غرب و غرب ايران كنوني وجود داشت از چندين شهر و ناحيه مهم تشكيل مي‌شد كه معروف‌ترين آنها آنزان يا آنشان بود كه گمان بر اين است منطبق بر منطقه اطراف شهر ايذه كنوني است. اهميت اين شهر و نزديكي شهر كنوني قلعه‌تل با آن و نيز احتمال عبور كاروان‌هاي بين شهر آنزان و شوش از مسير ميانكوهي منطبق بر دشت قلعه تل بر احتمال رونق حيات اين شهر در روزگار عيلاميان مي‌افزايد. از آثار عيلامي كشف شده در اين شهر دو سنگ بزرگ است كه سال‌ها پيش هنگام حفر زمين براي ساخت و ساز از زمين بيرون آورده شدند. يکی از اين سنگ‌ها پایه ستون و دیگری سنگی منقوش به پيكره چهار نفر است كه دو نفر روبروي دو نفر دیگر دست به سینه ايستاد‌ه‌اند.

گذشته از اين وجود منابع آب و خاك مناسب براي كشاورزي و مراتع وسيع و غني در كوه‌‌هاي اطراف قلعه تل، وجود جمعيت يكجانشين و كوچ‌نشين در اين منطقه را محتمل مي‌سازد. علاوه بر سابقه حيات ديرين در قلعه‌تل كه عمدتاً با هاله‌اي از ابهام همراه است، بخش ديگري از سابقه حيات شهر قلعه تل كه از آن زمان تا كنون استمرار دارد، به دوره قاجاريه و اندكي قبل از آن باز مي‌گردد. اين حيات داراي نماينده‌اي پابرجاست كه بر روي تپه‌اي مشرف به دشت و رودخانه جاري در پاي آن به شكل قلعه‌اي پر هيبت ولي رنگ و رو باخته خود نمايي مي‌كند. اين قلعه توسط محمد تقي خان چهارلنگ بختياري ساخته شد. از اين قلعه براي فرماندهي قشون استفاده مي‌شد. وصف اين قلعه و حيات اجتماعي درون و بيرون آن كه نشاني از سكونت در اين شهر را به همراه دارد، در سفرنامه سر هنري لايارد ـ شهروند انگليسي آمده است. در اين سفرنامه تنها اشاره اندكي به جمعيت ساكن در خارج قلعه كه بايد افراد غير مرتبط با خاندان خان باشند، شد: "در پاي تپه اي كه قلعه بر فراز آن جاي داشت، يك ده با تعدادي خانه گلي وجود داشت" اشاره به بوته‌زارهاي پر پشت در اطراف قلعه و گله‌هاي حيوانات وحشي بخصوص شير و گراز، در وجود جمعيت زياد در اين محل ترديد ايجاد مي‌كند.

 

قلعه تاريخي شهر

شهر قلعه‌تل نخست در اطراف تپه‌اي بنا شده كه زير بناي قلعه موجود شهر است. اين قلعه بر روي تپه‌اي طبيعي قرار دارد كه بر اساس گفته‌ها بخشي از ارتفاع آن بصورت مصنوعي ايجاد شده است. ناظران در قلعه كاملاً به دشت مشرف هستند و اين موقعيت مكاني فرصت مناسبي براي كنترل و ديده‌باني خروجي‌هايي از كوهستان به دشت كه امكان هجوم و حمله از آنها وجود داشت، فراهم مي‌كرد. در حال حاضر قلعه تلي از خاك را در خود جاي داده كه حاصل از ريزش ديوارها و برجهاي بلند و اتاق‌هاي بزرگ آن است. وصفي از اين قلعه در سفرنامه لايارد وجود دارد كه گوياي ارج و ابهت آن در روزگان قديم است.

" قلعه داراي چهار برج و به شكل مربع ساخته شده و در يكي از زاويه هاي آن يك عمارت چهار ضلعي احداث شده بود كه در طبقه فوقاني آن "لامردون" و يا مهمان خانه قرار داشت. در طبقه تحتاني راهرو مسقف طويلي اين ساختمان را به محوطه مركزي قلعه متصل مي‌ساخت. قلعه داراي دو حياط بود كه قسمت بيروني جهت ميهمانان و مستخدمين و گارد محافظ و قسمت داخلي مخصوص خانواده خان شامل خانواده محمد تقي خان و برادرش آكلب‌علي بود.

روي برج ها و ديوارهاي قلعه چند قبضه تفنگ سنگين فتيله اي نصب شده بود كه هر كدام هشت يا نه پا طول داشته و قابل حمل بودند. اين تفنگ‌ها روي محور و حلقه هاي مخصوصي مي چرخيدند و با يك نوع گلوله هاي بزرگ و مقداري گلوله هاي كوچك و تكه پاره‌هاي آهن مسلح مي‌شدند. گرچه قلعه از سنگ و آجر ساخته شده بود و مي توانست در برابر حملات و يورش هاي غير منظم محلي پايداري نمايد ولي در برابر آتش توپخانه يك نيروي عظيم نمي‌توانست مقاومت داشته باشد."

در سال 1385 اقداماتي براي پاكسازي درون قلعه از نخاله‌هاي ساختماني حاصل از ويراني ديوارها و سقف اتاق‌هاي قلعه از طرف سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري و صنايع دستي آغاز شد كه هنوز ادامه دارد. در اين طرح بخشي از ديوارهاي فروريخته بازسازي شده است. تصاويري از اين اقدامات را مي‌توانيد در صفحه شخصي آقاي مهدي قنبري به نشاني http://ghalehtol.persianblog.com  ببينيد.

 

نشانه‌هاي شهري و منطقه‌اي قلعه‌تل

قلعه بلندترين نقطه و گوياترين نشانه شهر براي تازه‌واردان به شهر يا مسافراني است كه از مسير ارتباطي اهواز به اصفهان عبور مي‌كنند. در پاي اين قلعه رودخانه‌اي وجود دارد كه آب چشمه‌هايي را به رودخانه گلال انتقال مي‌دهد. اين رودخانه منبع تأمين آب اراضي فراواني در قلعه تل و بوگري است كه عمدتاً زير كشت صيفي‌جات و برنج هستند. روستاي بوگري كه اينك به شهر قلعه تل بسيار نزديك شده يكي از نقاط سرسبز و خوش عطر دشت قلعه‌تل است. يكي از چشمه‌هاي مسدود شده در پاي اين قلعه از قديم مهمترين منبع تأمين آب ساكنان بود كه تا مدت‌ها آب پاك و گوارايي داشت.

دره هاي كوهستاني اطراف دشت كه روستاهايي را در كنار يا نزديك خود به همراه دارند داراي آب و هوايي خنك هستند كه براي بسياري از مردم استان شناخته شده‌اند. دره‌هاي مال‌آقا، تنگ‌كرد، بيدستان و تمبي آشناترين مناطق كوهستاني اطراف دشت را براي ساكنان و مسافران گريزان از گرماي هوا هستند. نزديك‌ترين نقطه تفريحي ـ طبيعي به شهر قلعه‌تل در پاي كوه قجه قرار دارد كه به هفت‌چشمه معروف است. مناطق كوهستاني در تعطيلات نوروزي و تابستان پذيراي جمعيت زيادي از سراسر استان هستند.

 

چگونه به قلعه‌تل بياييد

شهر قلعه‌تل در شرق اهواز و در سمت راست جاده ارتباطي اهواز ـ (هفتكل) ـ باغملك ـ ايذه ـ اصفهان، پس از عبور از شهر باغ‌ملك قرار دارد. مسافرت به شهر قلعه‌تل و بازديد از نواحي كوهستاني زيبا و خنك آن مي‌تواند خاطره خوش و ماندگاري براي تكرار آن در شما بيافريند.

بهتر بدانیم

کسی که اولین بار اصطلاح حافظه را بکار برد هرمان ابینگهاوس می باشد.

پدر علم روان کاوی زیگموند فرویداتریشی می باشد.

پدر علم روانپزشکی پینل فرانسوی می باشد البته زیگموند فروید هم در این رابطه کارهای زیادی انجام داد.

تفاوت روانشناسی و روانپزشکی در این است که یک روانشناس از راه علوم انسانی و یک روانپزشک به وسیله ی علوم تجربی به معاینه و معالجه ی مراجع{بیمار} می پردازد.

و دیگر در سطح علم آنهاست.

نئو فروید ها:از جمله: آلفرد آدلر و کارل یونگ معتقد هستند که انسانها غریزه ستیزی گری دارند.

کهن الگوی های کارل یونگ: پرسونا(نقاب) - آنیموس - آنیما - سایه و خود.

 کارل گوستا و یونگ معتقد به این بود که انسانها اصولا دو جنسی هستند یعنی در سطح زیست شناختی  علاوه بر هورمون های جنس خود هورمون های جنس مخالف را هم دارد. و در سطح روان شناختی خصوصیات و خلق و خوی افراد را به خاطر قرن ها با  هم زستن را دارا می باشد.

و اما دو کهن الگوی مهم یونگ(آنیموس - آنیما):

وقتی روان زن جنبه مردانه(یانگ) به خود بگیرد آنیموس .اما وقتی روان مرد جنبه زنانه(یین) به خود بگیرد آنیما.

دیدگاه اثباتی نگر(زیست شناختی )لمبرزو ایتالیایی:همان دیدگاه انسانهای نخستین واما دیدگاه اثباتی نگر جدید است.

رشد:

تغییرات پی در پی از زمان انعقاد نطفه تا پایان مرگ.

هورمون رشد یا سو ما تو تروپ:

اگر  این هورمون   در سن قبل از بلوغ کم شود یا کاهش یابد  فرد دچار نانیسم (کوتاه قدی ِ کوتولگی) می شود و اگر به بیماری پی برده شود قابل درمان است.

و همچنین اگر این هورمون در سن قبل از بلوغ   زیاد شود یا افزایش یابد   فرد دچار ژیگانتیسم (غول آسایی) میشود که قابل درمان نیست.

وسر انجام اگر در سن بلوغ یا بعد از آن این هورمون بیش از حد ترشح شود فرد دچار آکرومگالی می شود که قابل درمان نیست.

هورمن لاکتوژن یاپرولاکتین:

این هورمون بر غدد پستانی(سلولهای جنسی جنس ماده استروژن و پروژسترون) اثر کرده و باعث تولید شیر می شود.

هورمونهای جنسی یا گنادها:

در مرد :

تستسترون و آندروژن(بیضه):تولید اسپرم  ِ موهای زهار ِ صفات جنسی مردانه.

در زن:

استروژن و پروژسترون(تخمدان):تخمک گذاری ِ محافظت از حاملگی ِ صفات جنسی زنانه.

هوش:

تعاریف گو ناگونی از هوش شده است که یکی از آنها:

هرگونه فعالیتی که از انسان سر می زند و دائما در حال تغییر است.

هوش و آزمونهای هوشی آن توسط روانشنا سانی چون پیاژه ِ کتل ِ وکسلر و........مورد بررسی قرار گرفت.

فرمول( IQ) و جدول مربوط به ضریب هوشی:

فرمول:ضریب هوشی(IQ):سن عقلی(M.A) بر روی سن تقویمی(C.A)در عدد100

سن عقلی تعداد جوابهای درست از یک آزمون است.

سن تقویمی همان سن شناسنامه ای است

که هر دو سن با ضرب در عدد دوازده از سال  به ماه تبدیل می شوند.

و اما جدول:

ضریب هوشی از 10تا 210وجود دارد.

وبه شرح زیر است:

40وکمتر از آن:عقب مانده ذهنی حمایت پذیر.

40تا55:عقب مانده ذهنی تربیت پذیر.

55تا70:عقب مانده ذهنی آموزش پذیر.

70تا85:مرزی

90تا115:متوشط.

115تا130:باهوش.

130تا145:تیز هوش.

و145به بالا........یعنی تا 210نابغه.

البته اسامی قبلی این افراد کانا؛ کالیو ؛ کودن و ........بودند.

و منظور از عقب ماند ذهنی یا استثنایی چه در حد بالا و چه در حد پایین در این افراد کسانی هستند که دو انحراف معیار از میانگین که 100است  فاصله داشته باشند.یعنی در حد بالا دو انحراف معیار 130به بالا است تا 210که استثایی با هوش هستند و در حد پایین دو انحراف معیار از میانگین 100میشود70ب پایین که استثنایی عقب مانده هستند.

روانشناسی به نام وکسلر ضریب هوشی 170داشت وروانشناسی بنام آبراهام مزلو ضریب هوشی ۲۰۰داشت  و .............

حدود ۴۰ درصد کودکان تیزهوش قبل از ۵ سالگی و تقریباً ۱۰ درصد قبل از ۴ سالگی قادر به خواندن هستند.

ADHD یا اختلال بیش فعالی و فقدان توجه، یک اختلال رفتاری شایع است که حدود 10-8 درصد کودکان را مبتلا می‌کند.

اختلال سندرم رت در جنس مونث بیشتر از جنس مذکر است در حالی که اختلال تیک و اوتیسم و اختلال زبان فهمی ُاختلال آسپرگر.واج شناختیُ ُاختلال تجزیه ای دوران کودکی واکثر اختلا لات دیگردر  جنس مذکر بیشتر از جنس مونث است تا جای که اختلال زبان فهمی در پیش دبستانی 5درصد و در مدرسه 3 درصد را به خود اختصاص داده است.

در رابطه با این سوال که چرا اکثر اختلا لات در جنس مذکر بیشتر از جنس مونث است:مربوط می شود به کروموزوم های جنسی (xx زن/xy مرد).

دلایل زیادی در آین رابطه وجود دارد که از مهم ترین آنها این است که مردها فاقد کروموزم محافظتی x هستند به همین خاطر اکثر اختلا لات در آقایان بیشتر از خانم ها است.

۷۵٪ افراد دارای اختلا ل اوتیسم عقب مانده ذهنی هستند.

۳۳٪افراد دارای اختلا لات یادگیری عقب مانده ذهنی هستند.


 

همه بدانیم

متاسفانه هنوز در کشور ما بسیاری از مردم، روانشناسی را با کف بینی و احضار روح یکی می دانند وما می بینیم که کتابهایی با موضوعات فوق، به عنوان کتابهای روانشناسی فروش فوق العاده ای دارند. در حالیکه روانشناسی شاخه ای از علوم زیستی است که هم به مطالعه عینی رفتار قابل مشاهده می پردازد و هم به فهم و درک فرآیندهای ذهنی که مستقیما قابل مشاهده نبوده و اساس داده های رفتاری و عصب زیست شناختی قابل استنباط است، توجه دارد.

رشته روانشناسی در مقطع کارشناسی دارای 4 گرایش بالینی، آموزش کودکان استثنایی، صنعتی و سازمانی و عمومی است. روانشناسی بالینی خدمات تشخیص و درمانی(روان درمانی) را به افرادی که دچار رفتارهای نابهنجاری مثل افسردگی، اضطراب ، وسواس و غیره هستند، ارائه می دهد که این خدمات در سه زمینه تشخیص، درمان و پیشنهاد روشهایی برای پیشگیری از معضلات و نابهنجاری های رفتاری ارائه می شود. روانشناسی صنعتی و سازمانی نیز یافته های روانشناسی را در تمام محیط های کاری به کار می برد یعنی درباره این که محیط کار باید چگونه باشد تا بهترین بازدهی را داشته باشد و یا چه متغیرهایی در ارتباط بین کارفرما و کارگر موثر است و چه عواملی باعث عدم تفاهم بین کارفرما و کارگر می شود، مطالعه می کند. روانشناسی عمومی نیز به مطالعه کلیات روانشناسی می پردازد و روانشناسی و آموزش کودکان استثنایی کاربرد یافته های روانشناسی در رابطه با کودکان استثنایی(تیزهوشان و معلولین جسمانی) است. 

دروس مشترک بین همه ی گرایشها:
روانشناسی عمومی، علم النفس از دیدگاه دانشمندان اسلامی، آمار توصیفی، فیزیولوژی عمومی، کلیات فلسفه، مبانی جامعه شناسی، روانشناسی احساس و ادراک، متون روانشناسی به زبان خارجی، آمار استنباطی، روش تحقیق در روانشناسی، روانشناسی فیزیولوژیک، روانشناسی تجربی، روانشناسی رشد، روانشناسی یادگیری، روانشناسی تربیتی، روانشناسی اجتماعی، روانسنجی، انگیزش و هیجان، شخصیت، آسیب شناسی روانی، بهداشت روانی، روانشناسی مرضی کودک، تاریخچه و مکاتب روانشناسی.

گرایشهای روانشناسی:

روانشناسی عمومی ِ روانشناسی بالینی ِ روانشناسی صنعتی و سازمانی ِ روانشناسی کودکان استثنایی ِ روانشناسی کودک ِ روانشناسی مشاوره ِ  روانشناسی ورزش ِ  روانشناسی سلامت ِ روانشناسی خانواده و غیره............

بیشتر بدانیم

روانشناسی: علم مطالعه رفتار و فرآیند های ذهنی .(شناخت ذهن و رفتار)

روانشناسی تجربی: علمی که با استفاده از روشهای تجربی و اصول علمی به بررسی رفتار و فرآیندها از طریق مشاهده می پردازد.

پدر علم روانشناسی : اولین آزمایشگاه روانشاسی تو سط ویلهلم وونت در سال ۱۹۸۷ در دانشگاه لایپزیک آلمان تاسیس شد از این رو وونت پدر  علم  روانشناسی است.

در همین راستا هم زمان:

بونیس اولین آزمایشگاه روان شناسی را در فرانسه.

سرژی اولین آزمایشگاه روان شناسی را در ایتالیا.

و گالتون اولین نمایشگاه تجربی را در امریکا

سرانجام  استانلی هال اولین آزمایشگاه تجربی را در انگلستان تاسیس کردند.

روانشناسی ایران در سال ۱۳۱۷ جرقه های خورد.

تا اینکه:

پدر علم روانشناسی ایران دکتر علی اکبر سیاسی در سال ۱۳۴۱ با نوشتن کتابی بعنوان علم النفس شد.

همچنین دکتر محممود صنا عی و دکتر محمد باقر هوشیار  با نوشتن کتابی با عنوان سنجش هوش نقش بسزایی داشتند.

کریستن ولف اولین کسی بود که اصطلاح روان شناسی را مطرح کرد.

اصطلاح روان‌شناسی (سايكولوژی)، همچون بسياری از اطلاعات روان‌شناختی ريشه‌ای يونانی دارد و از دو كلمه "psyche" به معنی روح يا ذهن و "logos" به معنی شناخت يا مطالعه تشكيل شده است که معنی تحت‌اللفظی سایکولوژی، مطالعه نفس و شناخت يا علم نفس می‌باشد. ابداع اين واژه را به فيليپ ملانكتون(Philip Melanchthon) در سال‌های 1497 ـ 1560 نسبت می‌دهند. اسامی ديگری نيز در قرن هجدهم و نوزدهم به طور همزمان در مورد اين علم به كار می‌رفته است که برخی از آن‌ها عبارتنداز: فلسفه ذهنی، خودشناسی و روح‌شناسی.

اولین پیشگام  روا ن شناسی بالینی ویتمر است او همچنین درس رفتار جنایی را در دانشگاه پنسیلوانیا آمریکا بیان کرد و اولین کلینیک رفتار بزهکاری کودکان را در امریکا  تاسیس کرد.

امروزه به جای رفتار جنایی از واژه های مثل بزهکار- جنحه - بزه و...........استفاده می کنند.

واما منظور از   زیستی یا واژه های مثل ارگانیک - ارکانیسم - ارکانیسمی و فیزیک.........جسم است.

استانلی هال در سال ۱۹۰۴بزهکاری جوانان را بررسی کرد.

 

نه از این هوای دمدمی مزاج خوشم می آید :

1)

نه از این هوای دمدمی مزاج خوشم می آید

و نه از هیاهوی بی هدف این باد فتنه گر

              شب که می رسد

باصدای مچاله و نا آشنایم

از شعرهایم که فقط خودم را می شناسند

و فقط برای خودم دست تکان می دهند

برای شاعر شدن باران دکلمه می کنم

         و هر روز که می گذرد

به پلک هایم که سر به زیرتر از دیروزند

آمدنت را ترانه می کنم

نمی دانم ! خسته ی این آوارگی ام

یا جاده طولانی تر از دیروز است

به هر حال تا یادم نرفت

اگر به خرمشهر رسیدیم مرا بیدار کن

برادرم

کاووس فرهادی

 

 

ادامه نوشته

خط به خط همین دفتر:

 

 

3)

خط به خط همین دفتر

که می دزدند کلمات شعرم را

و قلمی که می کارد مرا بر این سطوح سفید

نه برای دلواپسی های خودم

فقط برای ترانه و باران

و ابر ،جاده و اندیشه ی پائیز

حضورم را دریابید

هرچند که بی رنگ تر از پائیزم

و مرا که نا آشنای باران و ترانه و آغوشم

به مرداد بی ترانه و باران معرفی کنید

          

 

چمدان نیمه بسته ام

و همین دفتر شعر بی حوصله ام را

گاه به خاطر می سپارم و گاه به باد

آه ای ثانیه ها

و شعر من !

به که پناه می برید

وقتی که تنها دلخوشی من باران است     

خودم را که نگاه می کنم و خودت را

هنوز دلبسته ی مردادیم

حتی اگر پرنده ای هم نباشد

مرداد را دریاب

مرداد بی ترانه و باران را

برادرم

کاووس فرهادی

ادامه نوشته

خدایا

برگ در انتهای زوال می افتد

 میوه در انتهای کمال

بنگریم چگونه می افتیم           چون برگی زرد           

                                                   

یا چون سیبی سرخ؟

 

چه مهمانان بی درد سری هستند مرده گان نه به دستی ظرفی را چرک می کنند نه به حرفی دلی را آلوده تنها به شمعی قانعند و اندکی سکوت؟

 

مردان بزرگ اراده می کنند و مردان کوچک آرزو

 

فونت زيبا سازفونت زيبا ساز

 

 

 

موزرم(دهدز)

خدایا

 

 

دستانم خالی اند ودلم غرق در آرزوها

یا به قدرت بی کرانت دستانم را توانا گردان

یا دلم را از آرزوهای دست نیافتنی خالی کن

توراحس میکنم هردم...
که با چشمان زیبایت مرا دیوانه ام کردی
...
من از شوق تماشایت
...
نگاه از تو نمیگیرم
....
تو زیباتر نگاهم میکنی اینبار
....
ولی...افسوس...این رویاست
....
تمام آنچه حس کردم،تمام آنچه میدیدم
....
تو با من مهربان بودی
...
واین رویا چه زیبا بود
....
ولی.... افسوس.... که رویا بود....

 

                                   

فریاد زدم دوستت دارم صدایم را نشنیدی

اعتراف کردم که عاشقم ، جرم مرا باور نکردی!

گفتم !بدون تو میمیرم ، لبخندی تلخ زدی !

از دلتنگی ات اشک ریختم ، چشمهای خیسم را ندیدی!

چگونه بگویم که دوستت دارم تا تو نیز در جواب بگویی که من هم همینطور!

چگونه بگویم که بی تو این زندگی برایم عذاب است ، تا تو نیز مرا درک کنی!

صدای فریادم را همه شنیدند  جز او که باید میشنید!

اشکهایم را همه دیدند!

آشیانه ای که در قلبت ساخته ام تبدیل به قفسی شده که تا آخر در اینجا گرفتارم!

گرفتار عشقی که باور ندارد مرا ،

فکر میکند که این عشق مثل عشقهای دیگر این زمانه خیالیست ، حرفهای من بیچاره دروغین است!

حالا دیگر آموخته ام که کلام دوستت دارم را بر زبان نیاورم ، دیگر اشک نریزم و  درون خودم بسوزم !

اگر دلتنگت شدم با تنهایی درد دل کنم و اگر مردم نگویم که از عشق تو مردم !

اما رفتنم محال است ، عشق که آمد ، دیگر رفتنی نیست ، جنون که آمد ، عقل در زندگی حاکم نیست!

آنقدر به پایت مینشینم تا بسوزم، تا ابد به عشقت زندگی میکنم تا بمیرم !

گرچه شاید مرا به فراموشی بسپاری ، اما عشق برای من با ارزش و فراموش نشدنیست است!

 

 

آمادگي جسماني براي مقابله با استرس

آمادگي جسماني براي مقابله با استرس

حركات و نرمش براي تمركز و آرامش

 

يوگا چيست؟
لغت "يوگا" به معناي "اتحاد" است. يوگا شكلي از ورزش ميباشد كه بر پايه اعتقادي بنـا شـده اسـت كـه بـدن و تنـفـس ارتـبـاط تـنـگاتنگي با ذهن و فكر دارند. با كنترل تنفس و نـگاه داشـتـن بدن در وضعيتهاي ثابت يا همان "آساناس" يوگا ايجاد توازن (هارموني) مي كند. بهر حال يوگا سحر و جادو نيست. يوگي ها (اساتيد يـوگـا) قادر به ناپـديـد شدن و يا بـلـنـد شـدن از روي سـطح زمـيـن نيستنـد. امـا آنها ميتوانند كارهاي غير عادي و شـگفت آور مـتـعـددي هـمچـون نـگاهـداشتن نفسهايشان براي سـاعـتـها و يـا كند كردن ضربان قلبشان به منظور تقليد حالت مرگ، انجام دهند.
تمرين يوگا شامل 5 عنصر كليدي ميباشد: تنفس مناسب , تمرين, تمدد اعصـاب, رژيـم غذايي, تفكر مثبت و تعمق (مديتيشن). تمرينها - و يا آساناس - به قـصـد بـرطـرف كردن گرفتگي عضلات, استحكام اندامهاي داخلي و بهبود انعطاف پذيري مـفاصل و ربـاطـهـاي بدن طرح ريزي شده اند.

 

 

خدایا

خدایا شکر برای تک تک نفس هایی که از بدو تولد تا به حال کشیده ام...

خدایا شکر برای وجود تک تک سلول های بدنم...

خدایا شکر برای خون درون رگهایم...

خدایا شکر برای تپش های قلبم...

خدایا شکر...

شکر برای دستهایی که می توانم زیبایی هایت را لمس کنم...

شکر برای پاهایی که می توانند مرا دور دنیا بگردانند...

شکر...

خدایا شکر برای چشم هایی که می توانم با آن دنیای زیبا را ببینم...

خدایا شکر برای گوش هایی که می توانند اصوات کیهانی را بشنوند...

خدایا شکر برای لحظه لحظه زندگی ام که تو آن را به من هدیه دادی , امیدوارم لیاقت این همه عشقت را داشته باشم ...

آه ای خدا کاش من هم می توانستم همچون تو ,بی منت عشقم رابه همه هدیه دهم...

به دوست و دشمن ,به زشت وزیبا ,به نابینا و بینا ,به عاقل وسفیه ,به گُل و گل وبه تمام دنیا...

ولی من معنی عشق را هنوز یاد نگرفته ام ،پس چگونه می توانم آن را با دیگران تقسیم کنم.من برای تقسیم عشق دنبال بهانه می گردم و بی منت به کسی عشق هدیه نمی دهم.من اوّل باید بتوانم به خود عشق هدیه دهم تا بتوانم با دست باز به دنیا هم عشق هدیه دهم.

خدایا عشقت را از من نگیر و بگذار این درس بزرگ را یاد بگیرم.

خدایا کمکم کن عشقی را که به من هدیه داده ای،با دست باز به همه کس و همه چیز هدیه دهم تا بتوانم عشق بیشتری از تو معبودم در دلم جای دهم.

خدایم ...عزیزترینم دوستت دارم.

خدایم...متشکرم برای همه داده ها و نداده هایت...

خدای زیبایم ...دوستت دارم.

خدای نازنینم، مرا هیچ زمانی تنها نگذار،چون همیشه و همه جا به تو محتاجم، ای دوست داشتنی ابدی ، ای زیبا...

این بنده حقیرت را به راه راست هدایت کن ، نگذار به بیراهه روم...

خدایم ، نازنینم ، زیبایم دوستت دارم...

 

به بهشت نمی روم اگر مادرم آنجا نباشد

 

 

ازآجیل سفره عید

چند پسته لال مانده است

آنها که لب گشودند؛خورده شدند

آنها که لال مانده اند ؛می شکنند

دندانساز راست می گفت:

پسته لال ؛سکوت دندان شکن است ! ”

“———————————————— ”

“من تعجب می کنم

چطور روز روشن

دو هیدروژن

با یک اکسیژن؛ ترکیب می شوند

وآب ازآب تکان نمی خورد! ”

————————————————–

“بهزیستی نوشته بود:

شیر مادر ،مهر مادر ،جانشین ندارد

شیر مادر نخورده،مهر مادر پرداخت شد

پدر یک گاو خرید

و من بزرگ شدم

اما هیچ کس حقیقت مرا نشناخت

جز معلم عزیز ریاضی ام

که همیشه میگفت:

گوساله ، بتمرگ! ”

————————————————–

“با اجازه محیط زیست ”

“دریا، دریا دکل می‌کاریم ”

“ماهی‌ها به جهنم! ”

“کندوها پر از قیر شده‌اند ”

“زنبورهای کارگر به عسلویه رفته‌اند ”

“تا پشت بام ملکه را آسفالت کنند ”

“چه سعادتی! ”

“داریوش به پارس می‌نازید ”

“ما به پارس جنوبی! ”

————————————————–

“رخش،گاری کشی می کند

رستم ،کنار پیاده رو سیگار می فروشد

سهراب ،ته جوب به خود پیچید

گردآفرید،از خانه زده بیرون

مردان خیابانی برای تهمینه بوق می زنند

ابوالقاسم برای شبکه سه ،سریال جنگی می سازد

وای…

موریانه ها به آخر شاهنامه رسیده اند!! ”

————————————————–

“صفر را بستند ”

تا ما به بیرون زنگ نزنیم

از شما چه پنهان

ما از درون زنگ زدیم!

اینگونه نگاه کنید ...

 

انسان را به عقلش نه به ثروتش

همسر را به وفایش نه به جمالش

دوست را به محبتش نه به کلامش

عاشق را به صبرش نه به ادعایش
 

مال را به برکتش نه به مقدارش

خانه را به آرامشش نه به اندازه اش

اتومبیل را به کارائیش نه به مدلش

غذا را به کیفیتش نه به کمیتش

درس را به استادش نه به سختیش

دانشمند را به علمش نه به مدرکش

مدیر را به عملکردش نه به جایگاهش

نویسنده را به باورهایش نه به تعداد کتابهایش

شخص را به انسانیتش نه به ظاهرش

دل را به پاکیش نه به صاحبش

جسم را به سلامتش نه به لاغریش

سخنان را به عمق معنایش نه به گوینده اش

؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

مگذار که عشق ، به عادتِ دوست داشتن تبدیل شود !

مگذار که عشق ، به عادتِ دوست داشتن تبدیل شود !

مگذار که حتی آب دادنِ گلهای باغچه ،

به عادتِ آب دادنِ گلهای باغچه بدل شود !

عشق ، عادت به دوست داشتن و سخت دوست داشتنِ دیگری نیست ،

پیوسته نو کردنِ خواستنی ست که خود پیوسته ، خواهانِ نو شدن است

و دیگرگون شدن.

تازگی ، ذاتِ عشق است و طراوت ، بافتِ عشق .

چگونه می شود تازگی و طراوت را از عشق گرفت

و عشق همچنان عشق بماند

...

احتیاط باید کرد .

همه چیز کهنه می شود و اگر کمی کوتاهی کنیم ، عشق نیز .

بهانه ها جای حسِ عاشقانه را خوب می گیرند ...

 

 

تو را به جای همه کسانی که نشناخته ام دوست می دارم

تو را به جای همه کسانی که نشناخته ام دوست می دارم

 

تو را به خاطر عطر نان گرم

 

برای برفی که آب می شود دوست می دارم

 

تو را به جای همه کسانی که دوست نداشته ام دوست می دارم

 

تو را به خاطر دوست داشتن دوست می دارم

 

برای اشکی که خشک شد و هیچ وقت نریخت

 

لبخندی که محو شد و هیچ گاه نشکفت دوست می دارم

 

تو را به خاطر خاطره ها دوست می دارم

 

برای پشت کردن به آرزوهای محال

 

به خاطر نابودی توهم و خیال دوست می دارم

 

تو را برای دوست داشتن دوست می دارم

 

تو را به خاطردود لاله های وحشی

 

به خاطر گونه ی زرین آفتاب گردان

 

تو را به خاطر دوست داشتن دوست می دارم

 

تو را به جای همه کسانی که ندیده ام دوست می دارم

 

تو را برای لبخند تلخ لحظه ها

 

پرواز شیرین خا طره ها دوست می دارم

 

تورا به اندازه ی همه ی کسانی که نخواهم دید دوست می دارم

 

اندازه قطرات باران ، اندازه ی ستاره های آسمان دوست می دارم

 

تو را به اندازه خودت ، اندازه آن قلب پاکت دوست می دارم

 

تو را برای دوست داشتن دوست می دارم

 

تو را به جای همه ی کسانی که نمی شناخته ام ...دوست می دارم

 

تو را به جای همه ی روزگارانی که نمی زیسته ام ...دوست می دارم

 

برای خاطر عطر نان گرم و برفی که آب می شود و

 

برای نخستین گناه...

 

تو را به خاطر دوست داشتن...دوست می دارم

 

تو را به جای تمام کسانی که دوست نمی دارم...دوست می دارم

 

عاشقی محنت بسیار کشید                تا لب دجله به معشوق رسید

عاشقی محنت بسیار کشید 

تا لب دجله به معشوق رسید

 

نشده از گل رویش سیراب

که فلک دسته گلی داد به آب

 

نازنین چشم به شط دوخته بود 

فارغ از عاشق دلسوخته بود

 

دید در روی شط آید به شتاب  

نو گلی چو گل رویش شاداب

 

گفت به به چه گل زیباییست  

لایق دست چو من رعناییست

 

حیف از این گل که برد آب او را    

کند از منظره نایاب او را

 

زین سخن عاشق معشوقه پرست  

جست در آب چو ماهی از شست

 

خواست که آزاد کند از بندش    

نام گل برد و در آب افکندش

 

گفت رو تا که ز هجرم به رهی  

نام بی مهری بر من ننهی

 

مورد نیکی خاص ات کردم    

از غم خویش خلاصت کردم

 

باری آن عاشق بیچاره چو بط 

دل به دریا زد و افتاد به شط

 

دید آبی است فراوان و درست   

به نشاط آمد و دست از جان جست

 

دست و پایی زد و گل را به ربود  

سوی دلدارش پرتاب نمود

 

گفت کای آفت جان سنبل تو  

ما که رفتیم بگیر این گل تو

 

جز برای دل من بوش مکن 

عاشق خویش فراموش مکن

 

بکنش زیب سر ای دلبر من   

یاد آبی که گذشت از سر من

 

                                                                              "ایرج میرزا"

 

کارون3

میدان مرکزی باغملک

کارون3

کارون3 ایذه

تست روانشناسي مخصوص مجرد ها (آمادگي براي ازدواج کردن)

 

 

 

1- آيا زماني که مادر و پدري را به همراه فرزند کوچکشان مي بينيد، غبطه مي خوريد؟

الف)بله            ب)خير                ج)گاهي اوقات  

 

2- آيا زماني که يک زوج جوان را در حال خنده مي بينيد، افسوس مي خوريد؟

الف)بله            ب)خير                ج)گاهي اوقات

 

3-آيا همچون گذشته از اوقات تنهايي تان لذت مي بريد؟

الف)بله            ب)خير                ج)گاهي اوقات

 

4- زماني که در جمع دوستان متاهل هستيد،به خود مي گوييد که اي کاش من هم متاهل بودم؟

الف)بله            ب)خير                ج)گاهي اوقات

 

5-آيا شده که تا به حال حضور شخصي از جنس مخالف، شما را دگرگون کند؟

الف)بله            ب)خير                ج)گاهي اوقات

 

6- آيا تا کنون به اين موضوع فکر کرده ايد که تنهايي ديگر بس است؟

الف)بله            ب)خير                ج)گاهي اوقات

7-آيا تا کنون برايتان پيش آمده که شادي تان را بخواهيد به کسي از جنس مخالف، انتقال دهيد؟

الف)بله            ب)خير                ج)گاهي اوقات  

 

8- آيا شما موسقي هاي آرام گوش مي دهيد؟

الف)بله            ب)خير                ج)گاهي اوقات

 

9- آيا شده زماني که پشت ويترين يک فروشگاه هستيد، احساستان به شما بگويد براي کسي هديه اي بخريد؟

الف)بله            ب)خير                ج)گاهي اوقات

 

10- آيا رنگ زندگي براي شما تغيير کرده است؟ اميدواريم که حضور شخصي زندگي تان را دگرگون کند.

الف)بله            ب)خير                ج)گاهي اوقات  

 

11- آيا شده در چند ماه اخير، لبخند فردي، اميد را در دلتان زنده کند و نگاه شما به زندگي تغيير کند؟

الف)بله            ب)خير                ج)گاهي اوقات

 

12- زماني که پدر مادرتان مي گويند، ديگر زمان ازدواج فرا رسيده است، اخم نمي کنيد؟

الف)بله            ب)خير                ج)گاهي اوقات

 

13- آيا به تازگي در خيالتان مراسم خواستگاري را مرور مي کنيد؟

الف)بله            ب)خير                ج)گاهي اوقات

 

14- آيا اخيرا برايتان پيش آمده عاشق کسي شده باشيد، اما حجب و حيا اجازه ندهد، آن را با او در ميان بگذاريد؟

الف)بله            ب)خير                ج)گاهي اوقات

نتيجه:

اگر از 14 پرسش بالا به ده گزينه پاسخ بلي داده ايد، به اين معني است که نياز به ازدواج در وجودتان احساس شده است .
اگر به ده گزينه پاسخ خير داده ايد، به اين معني است که نياز به ازدواج هنوز در وجودتان احساس نشده است .
اگر به هفت گزينه پاسخ گاهي اوقات داده ايد به اين معني است که هنوز سر در گم هستيد و نمي دانيد که بايد ازدواج کنيد يا نه، همچنان مجرد بمانيد.

توپل

قلعه تاریخی شهر قلعه تل(مربوط به زمان محمد تقی خان چهار لنگی)

منطقه تفریحی سیاحتی مال آقا واقع در حومه شهر قلعه تل

تنگ آبی سال 85

تنگ آبی سال 85

امامزاده عبدالله(شاهزاده عبدالله واقع در حومه باغملک)

منطقه زیارتی سیاحتی امامزاده عبدالله واقع در شهرستان باغملک بخش صیدون

درخت گلخنگ