خط به خط همین دفتر:
4)
امشب دوباره می دوم طول خیابان را
بار دگر می چرخم این پهنای میدان را
پایان انتظار من پایان دیگریست
شاید دوباره سر کنم هوای باران را
اشکی حواله می کنم اشکی پر از قسم
آری بهانه می کنم احساس گریان را
بر گونه هایم می زنم سیلی شبی شاید
دیگر نبینم آن شب سرد و پریشان را
من ماندم با یک غروب سرد پائیزی
دیگر نمی خواهم نگاه مرغ طوفان را
رویای من از من مگیر این عشق بی فرجام
امشب دگر گم می کنم اوج خیابان را
+ نوشته شده در شنبه ششم آذر ۱۳۸۹ ساعت 18:18 توسط (تنها)
|
بزرگترین هدیه جهان امروز سکوت است؟