از تو همیشه حرف زدن کار مشکلی ست

در می زنیم وخانه ی گفتار بسته است




باید به دست شعر نمی دادم عشق را

حتی زبان ساده ی اشعار بسته است



وقتی غروب جمعه رسد بی تو آفتاب

انگار بر گلوی خودش دار بسته است



می ترسم آخرش تو نیایی و پر کنند

در شهر : عاشقی زجهان بار بسته است